مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

81

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

آنچه نسبت به پدر ايشان و ايشان كردند . الحديث « 1 » . و شك نيست كه اين فرزند بى واسطه نبوده است نسبت به حضرت امام حسين عليه السلام ، و پر ظاهر است كه اين احكام على مرّ الدهور والأعصار موافق حديث شريف « انّ كلّ سبب و نسب ينقطع الّا سببي و نسبي » مستمر است . و از حضرت سيد الساجدين عليه السلام روايت كرده‌اند كه : چون سر مبارك سيد الشهدا عليه السلام را به نزد يزيد پليد آوردند ، آن ملعون آن سر منوّر را در مجلس شراب حاضر مىكرد ، و شراب زهرمار مىكرد . روزى رسول پادشاه فرنك در مجلس او حاضر شد ، و از اشراف و بزرگان ايشان بود ، گفت : اى پادشاه عرب اين سر كيست ؟ يزيد گفت : تو را با اين سر چكار ؟ گفت : چون به نزد پادشاه خود مىروم از احوال اين ملك سؤال مىكند ، مىخواهم بر حال و سرّ اين سر مطّلع شوم ، و به او خبر دهم تا او با شما در فرح و شادى شريك باشد . يزيد گفت : اين سر حسين بن علي بن ابى طالب است ، فرنگي گفت : مادر او كيست ؟ گفت : فاطمه دختر رسول خدا ، نصرانى گفت : اف بر تو باد و بر دين تو ، دين من نيكوتر است از دين تو ، بدان كه پدر من از فرزندان حضرت داود است ، و ميان من و او پدران بسيار است ، و نصارا مرا تعظيم مىنمايند ، و خاك پاى مرا براى تبرّك بر مىدارند ، و شما فرزند پيغمبر خود را مىكشيد ، و ميان او و پيغمبر شما يك مادر بيش نيست ، بد دين است دين شما . پس با يزيد گفت : آيا شنيده‌اى حكايت كنيسهء حافر را ؟ گفت : بگو تا بشنوم ، نصرانى گفت : ميان عمّان و چين دريائى هست كه يك سال مسافت آن است ، و در آن ميان معمورى نيست به غير يك شهر كه در ميان آب واقع است ، و طول

--> ( 1 ) بحار الأنوار 45 : 208 ح 14 .